تبليغاتX
فراقت دل تنگی
فراقت دل تنگی
خداوند هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر به خواست آن قوم میخواهم تغییر کنم
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  تو مردی     یکشنبه بیست و دوم دی 1387-21:27-پرستو کریمی  
نامه ای از راه دور آمد برایم

عشق نامه داده بود دنیا سراب است

تا به کی خواهی نشست در پی دنیا

نامه دنیا همه خواب و خیال است

گر چه نامم عشق باشد اما

ساده می گویم سرایم باطل است

راست می گفت چرا که جاده یک راه بود

ساده بود و یک طرف بیمار بود

عشق دنیا بود من عاشق نبودم بهر آن

عشق ظاهر بودو کار من هرگز نبودش این ریا

من به دنبال همه آرامشم با تو هم کاری ندارم دور شو

این سرا مال من است نابود شو

نه دگر بر جنس تو دل می دهم

نه دگر از بهر تو سر می نهم

این دفعه من منتظر می مانم و

تو میایی و به پایم افتی

تو نیایی هم دگر راهی برای من نیست

تو برایم مردی تو برایم مردی

پ . ن: بازم شکر که سالمم

پ . ن: امتحانای زندگی خیلی سخته اما تحمل می کنم انقدر تحمل می کنم که امتحان گیرنده از رو بره

پ . ن: دارم مثبت اندیشی رو ادامه می دم و بالاخره میشه


لینک به نوشته  |   
 
  شک     پنجشنبه پنجم دی 1387-16:36-پرستو کریمی  
خواب دیدم که زندگی ام به پایان رسیده و روز قیامت فرا رسیده انسانها به صف ایستاده اند تا اعمال آنها رسیدگی شود و من میدیدم که بیشتر آنها به آتش دوزخ فرستاده می شوند...

ترسیده بودم دائم تکرار میکردم نکنه من هم جزء دوزخیان باشم ؟؟؟؟

تا اینکه یکی از آنها را دیدم که با تخت به سمت بهشت بردند صدایش کردم و پرسیدم :

(( آهای چه کردی که به بهشت می روی؟؟؟)) خندید و نگاهم کرد و گفت : ((هیچ))

گفتم :(( همه را به دوزخ بردند و تو را به بهشت می برند چه کار نیکی انجام داده بودی که الان تو را به بهشت روان کرده؟؟))

دوباره خندید و گفت:(( من هیچ نکردم فقط از رحمت خداوند ناامید نشدم من هیچ نکردم و به خیلی چیزها هم نرسیدم اما مایوس هم نشدم من هیچ نکردم نماز هم شب و روز نکردم اما حضور خدا را کنارم حس کردم و به او عشق ورزیدم امروز هم که اینجا بودم فقط می دانستم اگر میلیونها گناه هم کرده باشم به محضر خدایی می روم که مهربان است و می بخشد و می بخشاید همین...))

و رفت در جا ماندم یک لحظه گفتم خب من هم می دانم خدا بزرگ و مهربان است و بعد یاد چند لحظه پیش خود افتادم من باز هم شک کرده بودم و همه چیز خراب شده بود وقتی صدایم کردند .....

از خواب برخواستم و تصمیم گرفتم باورهایم را شارژ کنم آخر گاهی یادم می رود که خدای بزرگی دارم که همیشه کنارم است

پ. ن: دارم هر روز نتیجه مثبت اندیشی رو می گیرم شما چه طور؟؟؟

پ. ن: خیلی خوشحالم که دارم کم کم راه زندگی رو یاد می گیرم

پ . ن: خیلی زود به همه ثابت میشه که من موفق ترین و بهترینم


لینک به نوشته  |