نگاهم را به آسمان چشمانت دوختم
برای دوست داشتن بهانه زیاد بود
خاطراتت را در دلم مرور می کردم
اما چیز دیگری را جز دوست داشتن در قلبم می یافتم
آن این بود که کارهای بسیاری داشتم که باید در آینده انجام میدادم
دوست داشتن خیلی کم بود و قلبم را راضی نمی کرد
قلبم دیگر برای دوست داشتن تو جایی نداشت
آینده ام را با تمام وجود داشتم می ساختم و فقط خاطرات تو آنرا به فنا می کشید
می دانی کدام خاطرات را می گویم ؟
همان که هر وقت به تو فکر می کردم افسرده ام می کرد اما حالا می خواهم این گونه نباشد
مرا ببخش نمی توانم مثل گذشته به تو پای بند باشم
می دانی چرا ؟؟؟؟
چون تو نامت نا امیدی است و من من من ....
نامم هدف است
پ .ن : هدفاتو یه جا یادداشت کن بعد از یه مدت برو سراغش تو اونا از یاد بردی اما خدا یادش نرفته.
پ .ن : تا حالا با قانون جذب کار کردی ؟؟؟ فقط یه دفعه امتحان کن . به هر چه می خواهی به دست بیاوری مثبت فکر کن ببین چه اتفاقی خواهد افتاد ... قول می دم جواب بده من بهش رسیدم
پ .ن : من تصمیم گرفتم به تمام آرزوهام برسم تا به همه ثابت کنم روزمرگی جز مرگ آرزوها چیزی نیست