خداوندا من در کلبه فقیرانه خویش چیزی دارمکه تو درعرش کبریایی خود نداری
من تو را دارم و تو چون نیز خود را نداری
خداوندا!!!!
متشکرم که گاهی به حرفم گوش میدی
متشکرم که نشونه های قشنگت و بهم نشون میدی
متشکرم که تلاش می کنی توی راههای سخت منو روی دوشت بگیری
متشکرم که دنیا رو بهم رنگارنگ نشون می دی
خدایا !!!!!
من می دونم که خدای بزرگی دارم که بزرگی رو برای بنده هاش می خواد
من می دونم که خدای ثروتمندی دارم که منوبه ثروت و قدرت می رسونه
من می دونم دنیا انقدربرگه که اگه من یه نقطه باشم توی کلش هیچ نقطه ای جای منو پر نمی کنه
من می دونم که تو از رگ گردن به من نزدیکتری اما ببخشید اگه گاهی سرمو انقدر بالا می گیرم که نمی بینمت
من می دونم که تو دوسم داری
اما خدایا….
نمی دونم چرا حکمتت و همیشه درک نمی کنم
نمی دونم چرا من با بقیه بنده هات فرق می کنم
نمی دونم چرا گاهی همه چیز اونطورکه می خوام نیست
نمی دونم چرا نمی تونم انقدر قدرتمند باشم که همه در آسایش باشن
پ.ن : کمک می خوام
پ.ن : صداش می کنم شاید جوابم و بده
پ.ن : دارم دید های غیر مثبت و کم می کنم