دوباره نمی خوام چشای خیسم و کسی ببینه
یه عمره حال و روزه من همینه
کسی به پای گریه هام نمی شینه
بازم دلم گرفت و گریه کردم
بازم به گریه هام می خندن
بازم صدای گریه امو شنیدن
همه به گریه هام می خندن
دوباره یه گوشه میشینم و
واسه دلم می خونم
هنوز تو حسرته یه هم زبونم
ولی نمی شه و می دونم
دوباره نمی خوام چشای خیسم و کسی ببینه
یه عمره حال و روزه من همینه
کسی به پای گریه هام نمی شینه
بازم دوباره دلم گرفته
دوباره شعرام رنگ غم گرفته
کسی نفهمید غمم چی بوده
دلیل یک عمر ماتمم چی بوده
پ.ن: از خودم بدم میاد بازم اعتماد کردم
پ.ن: واقعا چرا هیچ وقت کسی نیست که بفهمه چی میگم؟؟؟؟
پ.ن: امیدوارم اگه خوندیش نگی باز پرستو دیوونه شده نمی خواستم به نا امیدیام پی ببری اما خب منم یه جور دیوونم دیگه.تو به این حرفا گوش نکن