میدونم اسیر رویاها شدی
میدونم تو دست بیرحم جنون رها شدی
میدونم برای قلبم دیگه ساز نمیزنی
میدونم به روی غمهام دیگه خط نمیزنی
میدونی رنگ روزام همه سیاه و تاریکه؟
کاش میدونستی كه راه بی تو بودن باریکه
میدونم به چشم من دیگه نگاه نمیکنی
میدونم با خنده هات، دردامو دیگه دوا نمیکنی
میدونی چشمای من به عشق تو نگاه میکرد؟
میدونم چشمای تو فقط به من نگاه میکرد
میدونی مدتی بود دنیا برام بی رنگ بود؟
کاش تو رو نمیدیدو قشنگیاش کمرنگ بود
میدونم فکر میکنی دروغ میگم برات نیایش میکنم
هر چي دوست داري بگو تو رو ستايش مي كنم
میدونی وقتی نگاهتو با چشمام میخونم
همه معصومیتها رو واسه چشماي نازت میدونم
میدونی هر چی که حرف بلد باشم
می نویسم و روی خطای دفتر می پاشم
میدونی فکر میکنم شاید یه روزی بخونی
اون روز از شادی میمیرم میدونی؟
