تبليغاتX
فراقت دل تنگی
فراقت دل تنگی
خداوند هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر به خواست آن قوم میخواهم تغییر کنم
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  تموم شد     چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388-21:15-پرستو کریمی  

همه چیز تموم شد حتی مردم هم حوصله اعتراض ندارند

شاید خیلی ها مثل من احساس حماقت کرده باشند و شایدم خیلی ها راضی باشند

مهم اینه که همهچیز تموم شدو زمان نمی تونه به عقب برگرده

میدونید ساعت ۹ صبح شنبه که فهمیدم جریان چیه چه حالی شده؟؟؟؟

حس کردم دو تا گوش دراز دارم که با یه دم دراز که فقط سواری به این دولت دادم این جنگ و دعواها هم

به هیچ جایی نمیرسه چون نه رهبر داره نه انگیزه.  خود این مردم هم نمی دونن دارن چی کار می کنن

دلم خیلی گرفت وقتی دیدم این تاریخ از مملکتمون ننگین  ترین تاریخ دوره ایرانه

کاش همون شاه ضعیف بود اما .....

نمی دونم تصمیم ندارم بهش فکر کنم اما از خداوند می خوام که کمکمون کنه فقط همین

 

پ.ن: یکی می گفت نمیرم تو این تظاهرات کار من یه چیز دیگه است. اما یه چیزی که هست اینجا ایرانه ماست

پ.ن: من بازم نگرشم مثبته و امیدوارم اتفاق خوبی رخ دهد


لینک به نوشته  |   
 
  رای به اصلح     یکشنبه هفدهم خرداد 1388-20:35-پرستو کریمی  

این روزا بحث انتخابات بدجوری نقل محفل هر ایرانیه

جالبه مردم یاد گرفتن برای مخالفت باید از جانب مقابل حمایت کنند

این یعنی استفاده از قدرت جذب

این یعنی بدست آوردن آنچه مورد علاقه ماست

الان بیشتر میبینم که طرفدارهای احمدی نژاد وکه مخالفت می کنند با بقیه کاندیدا

اما خب طرفداری موسوی رو هم می بینم که فقط تبلیغ خودشونو می کنند این یعنی جذب و قبلی یعنی دفع

نمی دونم این چیزا بعد از انتخابات درست می شه یا نه اما امیدوارم همه چیز به صلاح کشور بزرگمون ایران پیش بره

و امیدوارم مردم درست واصولی تصمیم بگیرن و به دو تا مدرک درست شده با اکسل توجه نکنند

پ.ن: من که به موسوی رای میدم پیشنهاد می کنم شما هم همین کارو بکنید

پ.ن: خدایا خودت بگو چه جوری التماست کنم که بهم جواب بدی تو بگو من همون جوری التماست می کنم

پ.ن: قلبم خیلی درد داره دارم با خودم کنار میام که بعضی ها رو مخم نرن می خوام پارادایم لحظه ای بزنم

 


لینک به نوشته  |   
 
  اشرف مخلوقات     پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388-20:47-پرستو کریمی  

می شنوی دارم صدات می کنم نازنینم

می شنوی دارم فریاد می زنم و اشک می ریزم

آخه خدا تا کی؟؟

آخه خداجون چرا؟؟

جملات تکراریه مگه نه؟

شاید خودت بارها و بارها این جملات به زبان آورده باشی

شایدم به ظاهر نمازت و خوندی و  به زمان مشکلات انگشت اشاره اتو به سمت همه گرفتی ؟؟؟

اما بذار یه چیزی بگم اگه چرا وجود داره اگه کی وجود داره فقط به خاطر همین جملاته

بازم که تعجب کردی

ما آدمها به اشرف بودنمون اعتقاد نداریم به مقام والای خودمون اعتقاد نداریم به این که هر کدوم از ما یک خدا روی زمین هستیم اعتقاد نداریم به بلند مرتبه بودنمون اعتقاد نداریم اون وقت انتظار داریم خدا هم ظرف کوچیک ما رو پر از طلا کنه

 بنده بلند مرتبه باور کن که آسمان برای توا زمین برای تواآب و آبادی برای توا

نه این که تو برای اینها  .......... شکر بگو و باور که که از آسمان برای تو طلا می بارد

هر چیز خوبی برای تو هم هست پس به شرطی که جز آدمهای احمق نباشی و از فرصتهای زندگی ات استفاده کنی نه این که با ترسهات لگد به همه چیز بزنی

اگر راهی جلوی پات قرار گرفته برای اینه که تو از خدا چیزی خواستی

پس                            

 دریافتش کن

پ.ن: خدایا شکرت برای ثروتمندتر شدنم

پ.ن: خدایا شکرت برای قدرتمندتر شدنم

پ.ن: من ادامه دادن رو ادامه میدم تا زمانی که جواب بگیرم

 


لینک به نوشته  |   
 
  تولد     پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388-0:50-پرستو کریمی  

تولد یک تغییر است یک دنیای اعجاب انگیز برای یک شروع جدید

باور کن برای رسیدن به یک دنیای جدید باید جدید باشی باید جوری باشی که تا به امروز هرگز نبوده ای

اصلا واقعا به این فکر کردی که که تغییر کردن یا باور تغییر را در سر پروراندن یعنی چه؟؟

به این فکر کردی که اگر یک تغییر در حس خودت بدهی چقدراتفاقات جدید برایت رخ خواهد داد؟؟

مطمئنم که فکر نکردی

               اما برات یه پیشنهاد دارم اگه کارات یه کم قاطی پاتی شده یه کوچولو تغییر کن

من بعد از تولدم تغییر کردم آخه بازم بزرگتر شدم

 

پ.ن: تولدم هشتم اردیبهشت بود اما حتی یه نفر از دوستام بهم تبریک نگفت خودمم نتونستم زودتر بیام و به خودم تبریک بگم

پ.ن: تصمیم گرفتم به آدمهایی که لیاقت خوشبختی را ندارند زیاد فکر نکرنم و نگرشم و هدر ندم

پ.ن: اتفاقات خوبی در حال وقوع است این هفته مطمئنم با تکرار مکررات اتفاقات خوبی می افته

 


لینک به نوشته  |   
 
  سال نو مبارک     جمعه سی ام اسفند 1387-16:56-پرستو کریمی  

سال تحویل شده به سرعت یک چشم بهم زدن گذشت

سال قبل با تمام خوبی و بدی اش تموم شد و تغییر کرد ، حالا نوبت ما آدماست که تغییر کنیم و به زندگی یه جور دیگه نگاه کنیم زمین جوونه زد ، زمستون تموم شد ، آفتاب فردا دیگه آفتاب زمستون نیست فردا خورشید با یه نیروی جدید تر به زمین می تابه ، اونم تغییر کرد دنیا با بهار متولد شد و رستاخیز جدیدی در دنیا به پا شده و همه چیز با یک روانی جدیدتر متولد شده و حالا نوبت ماست که خداوند را شاکر نعماتش باشیم که با بهاری جدید را دیدیم و حس کردیم که بار دیگر متولد شدیم.

 

من با بهار دوباره متولد می شم و جون تازه ای می گیرم هر سال بهار که تموم میشه فس میشم و یادم میره که شکوفه ها یه روز به خاطر من شکوفه زدند اما امسال می خوام به سادگیه یک بوسه و به شیرینی یک قند تموم فصلا رو بهار ببینم و همیشه رشد کنم و زندگی شیرینی داشته باشم

 

سال نو بر تمام شما مبارک

 

پ.ن: با تغییرات سال تغییر کنید و واقعا احوالاتتونو متحول کنید

پ.ن: امسال اتفاقات خوبی در حال شکل گیری و مطمئنم امسال بستر خوبیه برای اینکه عید سال دیگه ام یه جور دیگه باشه

پ.ن: خداوندا شکرت برای این همه احساس خوب و قشنگ


لینک به نوشته  |